یک سوم خانوارهای ایرانی در فقر مطلق به سر می برند


به گزارش “” به نقل از دنیای اقتصاد ، بر اساس بررسی این گزارش ، سرانه خط فقر در سال 1399 برابر با یک میلیون و 254 هزار تومان است. همچنین خط فقر امسال برای خانواده های سه نفره 25 میلیون و 758 هزار تومان و برای خانواده های چهار نفره این رقم 3 میلیون و 385 هزار تومان برآورد شده است.

بررسی داده ها نشان می دهد که خط فقر در سال 1999 ، نسبت به سال قبل ، دارای رشد 38 درصدی بود که مهمترین عامل افزایش خط فقر در سال 1999 بود ، تورم بالا هم در غذا و هم در مسکن. همچنین ، بر اساس داده های هزینه و درآمد ، در سال 1998 ، یک سوم خانوارهای ایرانی زیر خط فقر بودند. این “نرخ فقر” نامیده می شود. در سال 1999 گزارشی از میزان فقر منتشر نکرد. اما می توان پیش بینی کرد که این میزان نیز در سال گذشته افزایش یافته است.

برای اولین بار ، وزارت تعاون ، کار و رفاه اجتماعی در گزارشی با عنوان “نظارت بر فقر” خط رسمی فقر کشور را منتشر کرد.

گزارش پایش فقر در سال 1378 نشان می دهد که سرانه خط فقر با 38 درصد رشد نسبت به سال قبل به طور متوسط ​​به 1 میلیون و 254 هزار تومان رسیده است. در این راستا ، با ضرب سرانه فقر در بعد خانوار ، می توان به خط فقر در خانواده های سه یا چهار نفره دست یافت.

بنابراین درآمد خانوار برای خانواده سه نفره 2 میلیون و 758 هزار تومان و برای خانواده چهار نفره ، 3 میلیون و 385 هزار تومان برآورد شده است. بر اساس این گزارش ، تورم و رکود ناشی از تحریم ها و کرونا معیشت مردم را دشوارتر کرده است و دهک های کم درآمد بیشترین فشار را دارند.

بر اساس این گزارش ، میزان فقر در سال 2009 حدود 32 درصد برآورد شده است که در سال 1999 بدتر از قبل بوده است. همچنین تعداد افرادی که زیر خط فقر زندگی می کنند در سال 1998 به بیش از 26 میلیون نفر رسید.

بر اساس داده های شاپرک ، سهم خوراکی ها و آشامیدنی ها از کل هزینه ها در سال 1399 به 23.4 درصد رسید که نسبت به سال 1398 که 22.1 درصد بود افزایش یافته است که این نیز نشان دهنده کاهش رفاه خانوارها در سال 99 است.

در همین حال ، به دلیل تورم بالای مواد غذایی و آشامیدنی و همچنین کالاهای بادوام ، انتظار می رود رفاه خانوارهای کم درآمد بیشتر کاهش یابد.
گزارش رسمی خط فقر

خط فقر برای اولین بار توسط وزارت تعاون ، کار و رفاه اجتماعی رسما اعلام شد.

این اولین بار است که خط فقر رسمی توسط مقامات مربوطه محاسبه می شود. خط فقر حداقل درآمدی است که هر فرد برای زندگی به آن نیاز دارد.

بر اساس گزارش پایش فقر ، متوسط ​​خط فقر برآورد شده کشور برای سال 1399 یک میلیون و 254 هزار تومان به ازای هر نفر بود که نسبت به خط فقر در سال 1398 38 درصد افزایش یافته است.

سرانه خط فقر به معنای خط فقر برای خانواده های تک نفره است. تورم زیاد در بخش غذا و آشامیدنی و همچنین بخش مسکن در سال 1399 که اصلی ترین هزینه خانوارهای فقیر است ، یکی از دلایل اصلی این افزایش است.

از آنجا که میانگین ملی تعداد خانوارها در سال 1398 24/3 بود ، با ضرب سرانه فقر در سرانه خانوار ، می توان خط فقر را در خانواده های سه یا چهار نفره بدست آورد.

نکته اصلی در اینجا این است که خط فقر را نمی توان در 3 یا 4 ضرب کرد تا خط فقر برای خانواده های سه یا چهار نفره به دست آید. برای هر خانواده با تعداد معینی ، ب specialعد خاصی در نظر گرفته می شود و خط فقر سرانه در این بعد ضرب می شود و خط فقر خانوار به دست می آید.

محاسبات نشان می دهد که اندازه یک خانواده سه نفره و چهار نفر به ترتیب 2.2 و 2.7 است. بدین ترتیب خط فقر در سال 1399 برای خانواده سه نفره 2 میلیون و 758 هزار تومان و برای خانواده چهار ، 3 میلیون و 385 هزار تومانی برآورد شده است.

مسیر صعودی نرخ فقر

گزارش حاضر میزان فقر در سال 1999 را محاسبه نمی کند ، اما پیش بینی می کند که وضعیت بدتر از سال 1998 خواهد بود.

نرخ فقر درصد خانوارهای زیر خط فقر را نشان می دهد.

دلیل عدم ذکر میزان فقر در سال 1999 در این گزارش ، عدم دسترسی به داده های هزینه و درآمد در سال 1999 است. اما بر اساس این گزارش ، میزان فقر در سال 1398 حدود 32 درصد محاسبه شده است. این عدد بدین معناست که در سال 1998 تعداد افرادی که درآمدشان کمتر از خط فقر بود حدود یک سوم جمعیت بود که به این معنی است که از هر سه نفری که زیر خط فقر زندگی می کنند یک نفر درآمد داشته است.

نرخ بالای تورم ، به ویژه از سال 1397 ، رکود اقتصادی و کاهش مداوم سرانه درآمد ملی باعث شده است که خانوارهای ایرانی طی 10 سال گذشته بارها با کاهش رفاه مواجه شوند و سرانجام در سال 1398 ، حدود 26.5 میلیون نفر زیر خط فقر قرار گرفته اند. به به نظر می رسد این رقم در سال 1399 حتی بیشتر از سال 1398 بوده است.

کاهش رفاه خانوار

سهم غذا در کل هزینه های خانوارها را می توان به عنوان شاخص فقر در یک منطقه و کشور در نظر گرفت. شواهد نشان می دهد که افراد فقیر و آسیب پذیر سهم بیشتری از درآمد خود را به عنوان اساسی ترین نیاز خود صرف غذا می کنند.

بنابراین ، برای مقایسه سطح فقر در مناطق ، می توان از شاخص نسبت هزینه گروه غذایی به کل هزینه ها استفاده کرد. هرچه سهم گروه مواد غذایی و آشامیدنی از کل هزینه های یک منطقه بیشتر باشد ، می توان سطح رفاه کمتر را فرض کرد.

داده های شاپرک نشان می دهد که سهم مخارج مواد غذایی در کل هزینه های خانوارها (به عنوان شاخص رفاه ، هرچه میزان رفاه کمتر به معنای رفاه بیشتر باشد) در سال 1399 افزایش یافته است ، به طوری که سهم غذا و نوشیدنی ها از کل هزینه های سال 1399 به 23.4 درصد رسیده است نسبت به سال 1398 که 22.1 درصد بود افزایش یافت و این نشان دهنده کاهش سطح رفاه خانوارها است.

همچنین سهم هزینه های غذایی خانوارهای فقیر و غیر فقیر در سالهای مختلف همیشه متفاوت بوده است.

طی سالهای 1396 ، 1397 و 1398 ، تفاوت سهم غذای خانوارهای فقیر و غیر فقیر به 4 درصد رسیده است. بر این اساس ، استان سیستان و بلوچستان از نظر فقر در وضعیت سخت تری نسبت به سایر استان ها قرار دارد. این در حالی است که تهران از نظر فقر بهترین وضعیت را دارد.

در این رابطه محروم ترین شهرها نیز گزارش شده است. از بین 20 شهر محروم ایران ، 11 شهر در استان سیستان بلوچستان واقع شده است. همچنین سه شهر استان کرمان در جرگه 20 شهر محروم قرار دارد.

نسبت هزینه خوراک به کل هزینه

داده های سال 1998 نشان می دهد که رابطه بین گروه های مختلف درآمدی و سهم غذا اهمیت سهم غذا را در شرایط فقر کاملاً تعیین می کند.

تجزیه و تحلیل داده های بدست آمده از این محاسبات نشان می دهد که دهک اول هزینه ها ، در مقایسه با دهک دهم ، درصد بالاتری از هزینه های خود را صرف اقلام خوراکی و آشامیدنی کرده و با افزایش دهک درآمد ، سهم غذا کاهش می یابد.

بر این اساس ، در سال 1998 ، اولین دهک حدود 33 درصد از هزینه های خود را به تأمین غذا و نوشیدنی اختصاص داد. در همین حال دهک دهم تنها 26 درصد از هزینه های خود را صرف غذا و نوشیدنی کرده است.

شواهد بین استانی نیز وضعیت فقر در کشور را مشخص و تأیید می کند. به عنوان مثال ، اولین دهک درآمد در استان سیستان و بلوچستان با 50.6 درصد ، بیشترین نسبت هزینه های غذا به کل هزینه ها را دارد. در مقابل ، اولین دهک درآمد در استان گیلان با 9/25 درصد ، دارای کمترین نسبت هزینه غذا به کل هزینه ها در بین اولین دهک های درآمد استانهای مختلف است.

تورم به فقرا آسیب می رساند

در حالی که تورم نقطه به نقطه کل کشور در مارس سال گذشته 48.7 درصد بود ، تورم مواد غذایی و کالاهای بادوام با سرعت بیشتری ادامه یافت.

تورم نقطه به نقطه مواد غذایی و آشامیدنی در مارس 1999 حدود 67 درصد و تورم نقطه به نقطه کالاهای بادوام در این زمان 83.8 بود.

تورم زیاد غذا و نوشیدنی ها و همچنین کالاهای بادوام باعث می شود که فقرا از دو جهت بیشتر از دیگران رنج ببرند: اول اینکه هزینه مواد غذایی سهم بیشتری از هزینه های فقرا را شامل می شود. ثانیاً ، تورم زیاد در کالاهای بادوام ، ضمن افزایش ارزش دارایی های گروه های پردرآمد ، مانعی برای افزایش ثروت فقرا نیز محسوب می شود.

بر اساس داده های موجود ، سهم درآمد دستمزد در دهک های کم درآمد و سهم درآمد املاک در گروه های با درآمد بالاتر بیشتر بود. این نشان می دهد که به دلیل افزایش تورم برای گروه کالاهای بادوام ، صاحبان املاک که عموماً در دهک های بالا هستند به نوعی از این تورم مصون هستند.

وام یک میلیون تومانی موثر بود

آمار اشتغال در سال 1999 نشان می دهد که کرونا بیش از 1.5 میلیون شغل در بهار از دست داده است.

نگاهی به داده های اشتغال نیز نشان می دهد که حدود 100 درصد مشاغل از دست رفته در سال 1399 مشاغل غیررسمی بوده که دهک های کم درآمد در آنها مشغول به کار هستند.

همچنین از حدود یک میلیون و 500 هزار شغل که در بهار 1399 از بین رفت ، بیش از 600 هزار شغل مربوط به افراد کم اشتغال بوده است.

بررسی متغیرهای جریان بازار کار نیز نشان می دهد درصد بالاتری از مشاغل غیر رسمی نسبت به مشاغل رسمی در سال 1399 بیکار بوده یا به طور کلی غیرفعال شده اند.

از آنجا که سه دهک پایینی به طور متوسط ​​51 درصد از بخش غیررسمی و سه دهک بالایی به طور متوسط ​​22 درصد از بخش غیررسمی در سال 1998 بود ، حمایت کرونا از کارکنان رسمی در دهک های کم درآمد پوشش کمتری دارد.

در این میان ، به نظر می رسد در میان سیاست های محافظت از کرونر ، وام یک میلیون تومانی کرونا سیاست م effectiveثری بوده و توانسته است رشد مصرف خانوارها را پس از 14 ماه رشد منفی ، مثبت افزایش دهد.

علاوه بر تأثیر مثبت سیاست حمایت از کرونا (وام یک میلیون تومانی) بر معیشت خانوارها و گروه های کم درآمد ، سیاست حمایت از نیروی کار فقط بر نیروی کار رسمی و دهک های بالاتر تأثیر می گذارد.

مشاغل آسیب دیده است

شیوع ویروس کرونا بسیاری از فعالیت های اقتصادی و فروش را کاهش داده است.

تجزیه و تحلیل اطلاعات معاملات فروش نشان می دهد که طی 10 ماه اول سال 1399 ، فعالیتهای “حمل و نقل هوایی” با کاهش 90 درصدی ارزش واقعی معامله ، “تولید فیلم و موسیقی (سینما)” با کاهش 79 درصدی ، “خدمات آژانس های مسافرتی” با کاهش 67.5 درصدی ، خدمات “ورزش ، تفریح ​​و فرهنگ” با کاهش 38.4 درصدی و “فعالیت های حقوقی و حسابداری” با کاهش 35.6 درصدی نسبت به مدت مشابه سال گذشته ، در گروه پنج نفره با بیشترین آسیب و این فعالیتها باید در اولویت حمایت دولت قرار گیرد.

روند نزولی درآمد سرانه

این گزارش همچنین به درآمد سرانه ایرانیان در دهه 1990 اشاره می کند. درآمد سرانه به میزان تولید ناخالص داخلی تقسیم بر جمعیت کشور اشاره دارد. بر این اساس ، رشد کم اقتصاد ایران در دهه 1390 و افزایش جمعیت باعث شده است که درآمد سرانه طی این دهه کاهش یابد.

درآمد سرانه به عنوان بخشی از تولید ناخالص داخلی ، که بیشتر سهم مردم را در تولید ناخالص داخلی تعیین می کند ، از سال 1390 در حال کاهش است ، به طوری که خانوارهای ایرانی در سال 1398 نسبت به سال 1390 حدود 34 درصد یا یک سوم درآمد سرانه خود را از دست داده اند. در نتیجه ، آثار منفی رفاهی این کاهش آشکار به نظر می رسد. بنابراین می توان گفت که ایرانیان در طول دهه 1390 با کاهش مداوم رفاه مواجه بوده اند.

https://aparna.ir/
aparna.ir
www.aparna.ir